car

گوشه چَشم

از مهر ۱۳۸۶ که برای ثبت‌نام دانشگاه وارد قم شدم تا الان که شش سال گذشته مدام به قم رفت و آمد دارم، هم لیسانس رو گرفتم هم فوق‌لیسانس قبول شدم هم کار کردم هم عشق زندگیمو پیدا کردم. تو این شش سال به این خیلی فکر کردم که اگه اتفاقی تو جاده بی‌افته خیلی بد می‌شه ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم برا خودم هم اتفاقات جاده‌ای بی‌افته. از وقتی که فوق‌لیسانس رو دوباره قم قبول شدم معمولا یک هفته در میون ماشین می‌بردم (سمندٍ نوک‌مدادی، موتور فرانسه، مدل ۱۳۸۴، کیلومتر ۷۲۰۰۰). تا دیشب یعنی ۱۳۹۱/۱۰/۲۷، همه چیز خوب و خوش و زندگی آرومه من چقدر خوشحالم بود، امتحان دوم از ترم دوم رو بسیار بسیار خوب به پایان رسوندیم و رهسپار طهران شدیم، دوتا ماشین باهم تو جاده بودیم، سمند من و BMW یکی از همکلاسی‌ها. ساعت ۱۷:۴۵ یک کیلومتری عوارضی طهران. ۳۰۰تومان پول خورد آماده در دست، ماشین در لاین وسط، سرعت حدود ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، لاستیک جلو سمت راننده ترکید و ماشین به سمت گاردریل وسط کشیده شد و صدایی بلند. تنها خوبی ماجرا که ادامش رو تعریف نمی‌کنم این بود که همه سالمن و تمام خسارت شامل خود ماشین شد و همین.

پ.ن: از پلیس راهنمایی و رانندگی و پلیس راهور هم تشکر می‌کنم که بعد از منتظر ماندن حدود ۷۰دقیقه‌ای در کنار اتوبان و باتوجه به‌اینکه تنها ۱کیلومتر با عوارضی فاصله داشتیم و تماس‌های مکرر و هوای صفر درجه سانتی‌گراد، نیامد که نیامد که نیامد.
در آخر هم از اون ماشین یدک‌کش تشکر می‌کنم که برای تامین موادش چنان سرکیسه‌ای کرد که خداخیرش بده.

دیدگاه شما

  • نمایان نخواهد شد.