4 (2)

تکراری نشده

این روزا برای یک خواب حسابی دارم برنامه‌ریزی می‌کنم. زندگی روتینی پیدا کردم، ساعت 6:30 بلند شم 8 سرکار باشم 8 از سرکار بیام خونه و جنازه بیافتم و دوباره روز از نو روزی از نو. اما تمام این‌ها برایِ یه هدف بزرگه، هدفی بزرگ و دوست‌‎داشتنی. زندگی با این که تکراری شده و یک فرم روتین پیدا کرده اما شیرینه، طعم عسل داره.
تیم مذاکره کننده هی میره ژنو و برمیگرده منم استرس می‌گیرم که الان چی میشه نکنه درست نشه؟ ولی داره بوهای خوبی به مشام می‌رسه همانطوری که داره بوی برف به مشامم می‌رسه. برف، قشنگ‌ترین چیزی که ممکنه از آسمون بباره البته به غیر از شهاب‌سنگ.
خلاصه اینکه شاید وضعیت مناسب نباشه و خسته کننده باشه و به یک وضع روتین رسیده باشم و همواره به این فکر کنم که آینده خوبه و درست میشه و خلاصه آنکه آقا خر تو خره، ولی، ولی زندگی تکراری نشده.

دیدگاه شما

  • نمایان نخواهد شد.