2048

این درد عنوان ندارد؛ نقطه سر خط

زمانی می‌گذرد و باید به گذشته خود نگاهی کرد، سپس با لبخندی و لگدی آن را به زباله‌دان تاریخ سپرد؛ همانطور که قرار بود فرزندانِ ناخلفِ نوح و موسی را به زباله‌دان تاریخ بی‌اندازیم، اما فعلی است نشدنی و ناممکن.
چند شب پیش به یاد خاطراتم افتادم و فهمیدم که تا سن 13 یا 14 سالگی هیچ خاطره‌ای در ذهنم ثبت نشده و یا اینکه نمی‌تونم به یاد بیارم. ادامه آن شب به تقسیم‌بندی خاطراتم سپری شد، 14تا 18 سالگی بدترین دوران، 18 تا 19 سالگی مزخرف و 20 به بعد را دوست داشتم. همان شب بود که فهمیدم باید خاطرات بد را به زباله‌دان تاریخ سپرد اما ناگهان بدترین اتفاق افتاد و من فهمیدم که سه ماه و 10 روز آینده 25سالم تموم میشه و نه 24 سالم؛ و ای کاش در این جهل باقی می‌ماندم.

دیدگاه شما

  • نمایان نخواهد شد.