4sister

زمانی دیگر اما اکنون

خیلی اوقات تو زندگیامون از علایق و دوست‌داشتن‌هامون گذشتیم به هر علتی که بوده، ممکن بوده پول نداشته باشیم یا برای آینده و داشتن آینده بهتر کاری رو انجام ندادیم و هزاران دلیل دیگه که هرکس خودش میدونه چرا. من برای خودم این جریان و اتفاق رو در راستای داشتن آینده‌ای بهتر تفسیر می‌کنم برای خودم. زمانی که می‌خوام دوباره به دایره عکاسی وارد بشم تو دلم میگم دست نگه دارد چندسال دیگه هم میشه وارد شد الان به این بچسب که تا اون چندسال دیگه با اون هزینه زندگیتو بهتر کنی با فراق خاطر به عکاسی بپردازی برای دلت نه پول.
هممون این حس رو داریم برای خودمون برای منافع شخصی و فردیمان اما برای منافع عمومی و مصلحت عمومی چگونه است؟ هرانسانی توی زندگی خودش تاثیرگذار هست و ممکن است توی زندگی دیگران نیز تاثیرگذار باشد، برای بعضی از افراد جامعه این تاثیرگذاری بر زندگی دیگر افراد متفاوت است.
تصمیم‌ها، حرف‌ها و خیلی چیزهای دیگه من تو زندگی خودم بیشترین تاثیر رو داره و تو زندگی چندتا از دوستام ولی حرف‌ها، نوشته‌ها، برخوردها و هزارتا چیز دیگه یک رییس‌جمهور، نماینده مجلس و هرکسی که میتونه توی جزء 30نفر اول یک کشور باشه چه تاثیری تو زندگی مردم اون کشور داره. راه دور نمی‌خواد بریم…

4 (2)

تکراری نشده

این روزا برای یک خواب حسابی دارم برنامه‌ریزی می‌کنم. زندگی روتینی پیدا کردم، ساعت 6:30 بلند شم 8 سرکار باشم 8 از سرکار بیام خونه و جنازه بیافتم و دوباره روز از نو روزی از نو. اما تمام این‌ها برایِ یه هدف بزرگه، هدفی بزرگ و دوست‌‎داشتنی. زندگی با این که تکراری شده و یک فرم روتین پیدا کرده اما شیرینه، طعم عسل داره.
تیم مذاکره کننده هی میره ژنو و برمیگرده منم استرس می‌گیرم که الان چی میشه نکنه درست نشه؟ ولی داره بوهای خوبی به مشام می‌رسه همانطوری که داره بوی برف به مشامم می‌رسه. برف، قشنگ‌ترین چیزی که ممکنه از آسمون بباره البته به غیر از شهاب‌سنگ.
خلاصه اینکه شاید وضعیت مناسب نباشه و خسته کننده باشه و به یک وضع روتین رسیده باشم و همواره به این فکر کنم که آینده خوبه و درست میشه و خلاصه آنکه آقا خر تو خره، ولی، ولی زندگی تکراری نشده.

4

دنیایِ این روزای من…

از صبح داره بارون میاد، هوا توپ عالی، با یه انرژی خاصی از خواب بلد شدم، همه چی عالی بود. هنوز درک نکردم چه رازی پشت قضیه هست وقتی که صبح شنبه رو پر انرژی شروع میکنی حتما یه چیزی هست که خرابش کنه.
صبح تو توییتر رییس جمهور روحانی رو mention کردم و گفتم بهش که: ” مگه نگفتی وضع معیشت مردم رو درست می‌کنی؟ اون حرفای قشنگت قبل از انتخاب شدنت چی شد؟ مثل خر تو گل موندیم یه حرکتی بزن لطفا”. من که تو گل موندم شمارو نمیدونم.
تنها یه امید واهی دارم شاید زودتر درست بشه و از این اوضاع در بیایم. امیدوارم نرسیم به اونجا که “بگیم روزهای روشن خداحافظ”…

پ.ن: امروز شد 71ماه تمام که “سروِ سیمین بَرِ ماه رو” را عاشقم…

550049

ما بی‌نهایت هستیم – نسخه سوم

می‌خوام در مورد سبک زندگی بنویسم اما باید به چندتا سوال اساسی تو ذهنم پاسخ بدم تا بتونم بنویسم سبک زندگی چیست. حالا اون سوالا چیه: 1- سبک زندگی در مورد بخش شخصی زندگی منه یا عمومی؟ 2- چگونگی سبک زندگی من چه تاثیراتی داره رو جامعه و یا اطرافیانم؟ 3- سبک زندگی یه قانون کلی و فراگیر هست و یا نه به طور کامل شخصی است؟ تفاوت سوال اول و آخر زیاد نیست اما تو ذهنم شکل گرفته و باید بیانش کنم ولی یکم تفاوت کوچیک دارند.
خوب طبق روال گذشته برای اینکه ببینم تعریف یک چیز چی هست رفتم سراغ ویکی‌پدیا و سبک زندگی lifestyle رو سرچ کردم و تعریفش شد این: “سبک زندگی (به انگلیسی: Life Style)‏، به معنای شیوه زندگی خاص یک فرد، گروه، یا جامعه است. این اصطلاح نخستین بار توسط “آلفرد آدلر” روان‌شناس اتریشی استفاده شد.”
(بیشتر…)

fanart-161511-3

وقیح

جدیدترین سریالی که در حال دیدن آن هستم shameless هست. تعریفش رو خیلی شنیده بودم اما دیشب تنها یک قسمتش رو دیدم. از لحاظ بازیگری عالی بود، فیلم‌نامه عالی بود، سناریو عالی بود. تو قسمت اول که 40 دقیقه هست عاشق تمامی شخصیت‌ها میشی حتی باباهه حتی اون داداشه که هم‌جنس‌بازه. هیچگاه جایگاه Friends رو نمیگیره اما عالی بود. پیشنهاد میشه ببینید.

240981_638

دیباچه‌ای در راستایِ دیالکتیکِ جهانِ سوم

اون سوی جهان نشستی میگی لنگش کن. احسنت. با اون سخنرانی‌ای که اونروز تو کاخ سفید کردی منم میگم برو بزن این عرب‌ها رو داغون کن. درد و دلی بود با پرزیدنتِ عزیز باراک اوباما.
و اما بعد…
تفاوت جهان سوم و جهان اول یا شمال و جنوب و یا پیشرفته و در حال پیشرفت و عقب مانده و یا پیرامون و شبهِ پیرامون و یا حتی قَمَر و مرکز تو اینه که تفاوتی ندارند. عقب‌ماندگیِ کشور پیشرفته در همانجایی هست که ادعای بهترین بودن در آن را دارند و پیشرفتگی کشور عقب مانده در همانجایی هست که میخواهند بگوید نیستم.
حال این جمله نامفهوم بالا یعنی چه. مثلا ابران (با حفظ تمامی شئونات و ارزش‌ها) میگه بمب اتم نمی‌‌خوام و دنبال سلاح اتمی نیستم، درست و ممنونیم که به صلح و حقوق بشر اهمیت می‌دهید اما نکته‌ای را لازم است که متذکر شوم و آن مثلث رئالیسم یا واقع‌گرایی است. این مثلث از خودیاری، دولت‌گرایی و اصلی‌ترین آنان اصل بقا تشکیل شده است. خودیاری خوب به زبان ساده و بچه‌گانه براتون بگم حواست به پشتت نباشه خنجر رو تا دسته فرو کردن تو کمرت، دولت‌”گرایی هم میتونم از دید حضرت امیر (ع) بگم که فرمودند وجود حاکم ظالم از نبودنش بهتره، چون هرج و مرج میشه اما نکته اساسی و مهم‌تر و مربوط به بحث اصل بقا است که 2اصل دیگر زیرمجموعه این قرار می‌گیرند از دید من. توماس هابز یکی از فلاسفه‌س سیاسی که جز کله گنده‌ها تو بحث رئالیسم حساب میشه میگه “انسان، گرگ انسان است.” حالا شما تا آخرش رو بخون دیگه بفهم دنیا دست کیه. بر اساس اصل بقا زمانی که حتی پاکستان با اون اوضاع داغونش سلاح هسته‌ای داره و بیخ گوش ما نشسته مگه نباید از خودمون دفاع کنیم و بقای خودمون رو حفظ کنیم. در نتیجه بر این اساس و استدلال که توضیحش فکر کنم کفایت میکنه ایران به سلاح اتمی نیاز داره و هی نباید بگه نه نمی‌خوام نمی‌خوام چون اگه نخوای خاک مملکت رو به توبره می‌کشن و خداحافظ شما باشد. این استدلالی بود از دیدگاه رئالیسم برای داشتن بمب اتم ولی بمب اتم جیزه و از تمامی دوستان خواستاریم بمباشونو بزارن سر کوچه آشغالی ببره. حالا این چه ربطی دارشت به اون جمله نامفهوم بالا، یعنی اینکه کشور جهان سوم به عنوان مثلا ادعای داشتن فرهنگ رو دار می‌باید. ولی فرهنگ ندارد و انقدر در این توهم باقی می‌ماند که هر روز عقب مانده تر میشود.

نکته بعدی اینه که ایالات متحده با پیش فرض وجود و استفاده سلاح شیمیایی در سوریه خودش رو تو وضعیت حساس کنونی قرار داده است. با توجه به سخنرانیِ عالی اوباما در چند شب گذشته تنها و تنها این سوال رو دارم که حلبچه را یادتون رفته؟ اون جانباز شیمیایی که هر روز ساعت 7 صبح با من سوار مترو میشه و تو مترو دست‌فروشی میکنه رو حاکمان خودمون که هیچ شماهایی که ادعای حقوق بشر و صلح دارید هم یادتون رفته؟ ماها توله سگ بودیم؟ هابز راست گفت: “انسان، گرگِ انسان است”.

LOCKS

ما بی‌نهایت هستیم – نسخه دوم

سختی در کار از آن موهبت‌های الهی هست که باید قدر آن را دانست. ساعت ۹صبح ورود بزنی و ساعت ۲۱خروج. سوار مترو شدن و ۱۰ایستگاه رو با گوش دادن به آلبوم گروه پالت و چند تک آهنگ از گروه چارتار سپری کنی و در این حین یا وبلاگتو آپدیت کنی و یا مردم خسته طهران را بَراَنداز کنی و با نگاه‌های خسته آنان خسته شوی و با خنده آنان بخندی.
حرف از موسیقی زدم، باید اعلام کنم موسیقی‌های تلفیقی جدید را می‌پسندم و انقدر گوش دادم که حس می‌کنم همکارم هم کم‌کم داره علاقه پیدا می‌کنه.
مردی کنار دست من روی کیف سامسونت خود نشسته و در حال خواندن کتاب ICDL می‌باشد، عجیب است حدود ۵۰سال سن دارد جالب آن است که اکنون کتاب را بست و در حال سخنرانی برای دیگر مسافران مترو است، خوشبختانه و یا متاسفانه در حال گوش دادن به موسیقی‌های دهه ۷۰ خودمون هستم و علاقه‌ای به حرفاش ندارم.
درضمن درحال دیدن سریال جدیدی هستم، Suits به معنای کت و شلوار و موضوع آن حول محور قانون و دادگاه و قاضی و کلا حقوق می‌گذرد اما جذاب و دیدنی است، پیشنهاد اکید می‌شود به دیدن این سریال.
نکته اساسی برای این پست چیزی نیست جزء 31ام مرداد که مصادف است با تولد مهمترین و بهترین و فداکارترین و دوست‌داشتنی‌ترین (و هزاران صفت دیگر که قابل وصف نیست) شخص (آدم | فرشته) تو زندگیم که با وجود اون من بینهایت هستم. تولد مبارک #مشترک_مورد_نظر. البته 31ام مرداد مناسبت دیگری هم دارد و آن سالگرد شکست ایران در جنگ چالدران است.
خوب حرف دیگری نیست جزء آنکه چهره بلاگ داره پروژه قویی میشه و الحمدالله اخبار انتشار یافته از سرویس آنلاین تحلیلگر بازخورد خیلی خوبی تو خبرگزاری‌ها داشته و باعث خوشحالیم شده.

Untitled-1

مرگ

از دست دادن عزیزان سخت است. سخت است اما برای کسی که واقعا این داغ چشیده است دور از انتظار است. این مرگ برای هرکس یک چهره دارد، چهره خوب یا بد اما چهره اصلی مرگ برای بازماندکان است. بازماندگانی که جوان هستند، مادری که تنها می‌شود و تک و تنها باید فرزندانش را نیز آرام کند. فرزندی که با تمام یال و کوپالش کمر خم میکند زیر غم از دست دادن پدر. مرگ، یک بدِ اجباری است، بدی که غم و اندوه به بار می‌آورد اما در پس این مرگ تولدهای دیگر وجود دارد.
این پست را تقدیم میکنم به سجاد بنی‌یعقوب که عزیز خود را از دست داده است.

Untitled-2

ما بی‌‍نهایت هستیم – نسخه اول

آخر و عاقبت سر به زیر بودن، معادل فارسی جدیدترین فیلمی است که دیدم و آن را دوست داشته‌ام. The Perks Of Being Wallflower که شاهد نقش‌آفرینی بازیگرانی به مانند اما واتسون بازیگر نقس هرماینی گرنجر محموعه هری پاپر و یا نینا دابرو بازیگر نقش الینا در سریال خاطرات خون‌آشام در این فیلم هستیم. یک فیلم که با سبک زندگی اکثر ما منطبق نیست. دوران نوجوانی خیلی از ما اینطوری سپری نشده است اما شباهت‌هایی داشته است.
Doctor Who هم سریالی است که جدیدا شروع به دیدن آن را کرده‌ام. سریالی از بنگاه خبر پراکنی BBC. نظری ندارم فعلا درباره‌اش پس ازش میگذرم.
تو زندگی روزانه خودم، جدیدا خواب میمونم دیر میرسم سرکار. از موضوع ناراحتم. تیرماه تمام شد. تیر ماه پر حادثه. به قول یک دوست ما به خرداد پرحادثه عادت داریم اما نه تیر پرحادثه. نمیدونین که خیلی تولد داشتیم تو تیرماه.

توضیحی درباره ما بی‌نهایت هستیم

valibal

ماجرای بلیط اینترنتی

خوب یک‌شنبه بود، آرمان زنگ زد گفت بریم استادیوم بازی ایران و آلمان گفتم بریم و بلیط تهیه شد از طریق اینترنت. دیشب من قبل از بازی برام مشکل ایجاد شد و نتونستم برم ولی خبر آمد خبری در راه است. عزیزان و دلبندان بلیط بیش از اندازه فروختن یا نمیدونم چی‌چی هرکی اینترنتی خریده بود پشت در استادیوم موند و غیره. بقیه داستان رو هم از فیس بوک سیاوش براتون تعریف می‌کنیم.

“امروز خیلی شیک پاشدیم دو ساعت زودتر رفتیم با بلیط‌هایی که آنلاین خریده بودیم ۵ روز پیش که بریم بازی والیبال ایران آلمان، دو دور، دور ورزشگاه وزین و عریض آزادی زدیم که جای پارک پیدا کنیم چون همه در‌ها بسته بودن و همه پلیس‌های زحمت‌کش با زبان روزه اشاره میکردن بریم در پارکینگ بعدی، از اونجایی که گویا همه پارکینگ‌ها پر شده بودن با ۱۲ هزار نفر آدم که احتمالن همه هم با ماشین اومده بودن! رفتیم یه جایی در اطراف ورزشگاه ۲ هزار تومن هم پول پارکینگ دادیم و رفتیم سمت ورزشگاه، دیدیم که همه دارن برمیگردن و جلوی درب غربی شلوغه، و رفتیم و دیدیم که بله، ورزشگاهی که بلیط‌هاش ۵ روز پیش تمامشون فروش رفته بود پر شده و پلیس‌ها با بدترین وجه و لحن ممکن با مردم برخورد میکنن و میگن که ورزشگاه پره و برین خونتون والیبال ببینین!”

خوب این بود شرح ماوقع از زبون دوستان. خواستم بگم تیم والیبال دیروز گل کاشت ولی آخه یکم برنامه‌ریزی هم بد نیست. الان 5000تومن منو کی قراراه پس بده؟